
برگردان : رامين رحيمي
مي داديم كه تجربه يي فرا تر از ادبيات خلق كند ، بازهم ادبيات خلق مي شد
*
. منتقدين به سختي در اتريش امكان پذيراست
*
،از خانه بيرون مي روي
.گرفتاردر غباري نامرئ
،چونان شبحي نا آرام در مه
،آنجا كه هيچ كس
درك نمي كند
نمي شناسدت
.و تو رنج برده يي
،ازخانه بيرون مي روي
جايي كه هيچ كس
به شراكت تو و گناه
.پي نخواهد برد
به آنچه اهريمنت مي بيند؟
.بيانديش لحظه يي را
مدتي بيرون رو
از شهر، خياباني باريك
و آن ميدان كه با دستپاچگي
.تمامي شهر را بهم متصل كرده
هر مكان تو را باران گيرد
هرگز شسته نمي شوي
.تطهير نخواهي شد
اين شهر - اين محيط
تو را به زير مي كشد - به سقوط مي كشد
،به طبيعت بگريز
كه عاطفه مدهوش تو را
.با سخاوتش بيدار خواهد كرد
.در همين دشت
زبر باران بمان
،رهنمون مي كند
.آدم مي كند تو را
روحي پليد و ناخوانده
.از درون تن ات شسته خواهد شد
.طاقت بياور
،غنوده بر گل ولاي
.آرام بگير و ساكت باش
پاهايت مي لرزد؟
مي خواهي بدوي ؟
افكارت دچار نقص شده ؟
.پس، بمان
،اگر اين زمان بگذرد
،كه فردا صبح
بادي سمج از دل كوه وزيدن خواهد گرفت
و باران منجي را
.به يغماي ابدي خواهد برد
،غنوده به زير باران
.آرام بگير و ساكت باش
ملول ، عاصي







